اشاره:
1- فقط آنان که مي خواهند يستمعون اقول و يتبعون الاحسن باشند بخوانند و با ديگران کاري ندارم .کسي که مي خواهد به هر قيمت روي حرف خود پافشاري کند بحث کردن با او جدل است و جدل هم حرام.
3- وقايع تاريخي هيچگاه عيناً تکرار نمي شوند و آنچه که تاريخ را مهم ساخته اصول راه گشايي است که از دل وقايع تاريخي بيرون مي آيند.
4- دراين مجال که مقايسه اي تطبيقي دو برهه از تاريخ است وقايع با حفظ اصل موضوع و با روايتي آزاد نگاشته شده اند.
5- در اين نوشته اشخاص به هيچ وجه قابل مقايسه با هم نيستند.هيچ شخصي اصلا و ابداً نعوذ بالله قابل مقايسه با معصومين نيست همچنانکه اشخاصي که براي انقلاب و نظام زحمت کشيده اند و در چهار چوب نظام قرار دارند هرگز با افرادي نظير طلحه و زبير قابل مقايسه نيستند .در مقطع تاريخي نبرد حق و باطل است و در مقطع امروزي رقابت خوب و خوبتر ( انشا الله پس مخالفلن محترم لطفاً مطابق معمول فرياد وا آزاديا سر ندهيد که ما را تکفير کردند و چنين شد و چنان گفتند.)
- گيج شده ام ديگر نميدانم چه کنم عجب زمانه ي عجيبي کدام يک حقند؟ هر طرف جنگ را که مي نگري صحابه پيامبر را مي بيني، همه خود را به او منتسب مي دانند. ادعاي پيروي از وي را دارند همه ميگويند براي خدا قيام کرده اند...
- عجب دوره اي! به هر طرف که نگاه مي کنم يارن گذشته امام و انقلاب را مي بينم همه خود را وابسته به انقلاب و پيرو امام معرفي مي کنند به واسطه سوابق گذشته شان خود را مدافع ارزشها ميدانند .اما گفتار و کردارشان گاهاً مخالف و بعضاً متضاد است. کدام يک بهترند؟
- مجدداً بررسي مي کنم شايد به نتيجه اي برسم . مگر مي شود طلحت الخير و زبيري که پيامبر او را شمشير اسلام ناميد اشتباه کنند؟ علاوه بر اين عايشه ام المومنين همسر پيامبر هم با آنهاست . يعني همه اينان در اشتباهند؟
- اما در طرف ديگر در راس همه بزرگان علي قرار دارد . همان علي ليله المبيت و بدر و احد و خيبر و خندق . همان علي باب العلم و من کنت مولاه فهذا علي مولاه. اينان هم محال است اشتباه کنند .
خدايا باز هم پيچيده شد.اگر هيچ کدام اشتباه نمي کنند پس چرا با هم سر جنگ دارند؟
- دوباره از اول شروع مي کنم. در يک سو همه سوابق درخشان انقلابي دارند .آقاي رضايي که هم مبارز قبل و بعد از انقلاب بوده و هم هشت سال فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس. آقاي موسوي هم هشت سال نخست وزير بوده آن هم در شرايط جنگ و امام هم در مقاطعي از وي حمايت کرده است. کروبي هم که ديگر تکليفش مشخص است و به قول خودش سالها براي انقلاب زحمت کشيده است .در سمت ديگر احمدي نژاد است که مي گويد من نوکر ملتم .مکرر از امام و انقلاب حرف ميزند و خادم بودنش را در اين هفت سال شهرداري تهران و رياست جمهوري ثابت کرده است. همه افراد فوق يقيناً اشتباهاتي هم دارند ، اما کدام يک اصلح تر است؟ چه انتخاب سختي !
- بايد هرچه زودتر تصميم بگيرم که به نفع کدام يک وارد ميدان شوم. اگر انتخابم درست نباشد خون بيگناهان به گردنم خواهد افتاد.
- هوا گرگ و ميش است! به کي بايد راي بدهم ؟ براي اين راي در آن دنيا بازخواست خواهم شد. بايد خيلي دقت کنم.
- يافتم . پيش امير المومنين خواهم رفت. مشکلم را برايش شرح خواهم داد و حتماً کمکم خواهد کرد .
- فهميدم و به روايات معصومين و بيانات امام خميني و امام خامنه اي رجوع خواهم کرد حتماً پاسخم را خواهم يافت.
- امام علي فرمودند : نقل به مضمون؛ اشتباه تو اين است که مي خواهي حق را با افراد
بشناسي. ابتدا حق را بشناس سپس افرادش را خواهي شناخت.
- امام خميني فرمود :ميزان حال فعلي فرد است؛ امام خامنه اي فرمود: نقل به مضمون، انقلاب ما ريزشها و رويشهايي داشته است، عده اي با ما بودند ولي نتوانستند ادامه دهند و کم آوردند .رويشهاي خوبي هم داشته ايم.
- دوباره شرايط را بررسي مي کنم اين بار به گذشته اشخاص و ارتباط ظاهري آنها با پيامبر، ميزان تطبيق عملکرد فعليشان با تعاليم پيامبر را مد نظر قرار ميدهم.
- اين بار با شاه کليد امام علي و نورافکن ميزان حال فعلي فرد است حرکت مي کنم ضمن تاکيد بر سوابق، ملاک اصلي و معتبر را عملکرد فعلي قرار مي دهم.
- مگر علي چه ميگويد که با او به جنگ پرداخته اند؟ گفته است که اموال بيت المال را از شما پس خواهم گرفت. کساني را که بدون داشتن لياقت و به واسطه ارتباطشان با خلفا به پست و مقام رسيده اند برکنار مي کند. طلحه و زبير هم پس از آنکه درخواست پست و مقامشان رد شد به بهانه حج از کوفه خارج و با علم کردن عايشه مي خواهند باعلي بجنگند .علي که گفتار و کردارش دقيقا مانند پيامبر است. پس چرا مي خواهند با او بجنگند؟ نکند نيتشان غيرخدايي است، نکند به اشرافيت عادت کرده اند...
- احمدي نژاد مگر چه کرده و چه مي گويد؟ چرا مهندس موسوي کار ژنو احمدي نژاد را نادرست خوانده؟ حتماً بايد صهيونيستها و نژادپرستان برايمان کف بزنند تا بفهميم که افتضاح نکرده ايم؟ چرا به سياست خارجي تهاجمي احمدي نژادکه مورد حمايت امام خامنه اي است اشکالات اصولي ( و نه سليقه اي) واردمي کنند؟ حتماً بايددشمنان ما را محور شرارت بخوانند و بگويند بايد ريشه ملت ايران را بخشکانيم وما فقط از سر ذلت با تمام قوا تکذيب کنيم و دلمان را به گفتگوي تمدنها خوش کنيم؟؟!! مگراحمدي نژاد غير از مبارزه با اشرافيت مسئولان و برهم زدن بساط آقازاده ها و نور چشمي ها کار ديگري کرده؟ چرا با او مخالفت مي کنند؟ نکند اينان هم....
- چرا به جاي علي که در نهايت زهد زندگي ميکند با معاويه که مظهر اشرافيت و استکبار و طاغوت و تجمل است نمي جنگند؟ نکند در دلشان معاويه را بيشتر مي پسندند؟....
چرا هيچکدام بر مبارزه با مفسدين و مافياي هزارپاي هفت سر فربه شده از بيت المال و مسئولان کاخ نشين بنزسوار سجاده آبکش تاکيد نمي کنند و به جاي آن با احمدي نژاد مخالفت مي کند؟ نکند اينان هم....
اگر در اين ادعاي وا اسلامايي که سرداده اند صادقند چرا در اين 20 سال که اسلام منحرف شد و اصول جاهليت توسط خلفا احيا شد سکوت کرده بودند؟ نکند همه دردشان قطع شدن دستشان از بيت المال و پست و مقام باشد؟ مگر در دوران گذشته افراد نالايق و فاسد و منافق صفت و حرامخوار توسط خلفا به کار گماشته نشده بودند؟ نکند از اجراي عدالت علي خشمگينند و منافقانه فرياد وا اسلاما سرداده اند...
همه مي دانيم که در سالهاي 68 الي 84 اشرافيت توسط راستي ها و چپي ها گسترش پيدا کرد .ابتذال فرهنگي را با انحاي سياسي به موزه ي تاريخ فرستادند. ابتذال سياسي و اخلاقي و فرهنگي رواج پيدا کرد و عده اي تا آن حد گستاخ شدند که مي گفتند :برعليه خدا هم مي توان تظاهرات کرد
و به مرور زمان همجنس بازي را حق مردم دانستند !!آقايان کانديدا (چه چپي و چه راستي) چرا آن زمان سکوت کرده بودند؟ مگر نه اينکه سکوت در برابر مفسدين به نوعي همدستي با آنان است؟ نکند اينان هم...
چرا حالا که احمدي نژاد فقط حرف از امام و انقلاب مي زند، براي کشور و انقلاب احساس خطر کرده اند؟
راستي چگونه ممکن است طلحه و زبير و افراد معلوم الحال و مطرود پيامبر دورشان جمع بشوند و از آنان حمايت کنند؟ چرا اين افراد را از خود طرد نميکنند؟ نکند براي پيروزي بر علي مي خواهند از هر وسيله اي استفاده کنند؟...
مگر نهضت آزادي مطرود امام نبود؟ مگر بعضي از آقايان چه مي گويند که نهضت آزادي ها و ديگر معلوم الحالاني مثل مشارکت و سازمان مجاهدين و دفتر تحکيم وحدت و ... وطن فروشان خارج نشين و حتي امثال جرج بوش به صراحت از آنان حمايت مي کنند؟
آقايان داعيه دار امام و انقلاب چرا به جاي طرد اين دشمنان انقلاب و اسلام با آنها ديدار مي کنند؟ مگر امام نفرمود: ”آنوقت که ديديد دشمنان بر اينان کف مي زنند به خودتان شک کنيد؟“ شايد استکبار به راه راست برگشته و يا شايد جديدا هدف وسيله را توجيح ميکند؟ نکند اينان هم...
مگر...
مگر...
اکنون ميدانم چه کنم ؟ابتدا تکليفم را با خودم مشخص ميکنم، آيا به دنبال حق هستم؟ آيا فقط وقتي دم از حق ميزنم که مطابق منافعم باشد يا هميشه حق را مي پذيرم؟ بعد اگر خواستم از حق پيروي کنم اول حق را مي شناسم و سپس افرادش را نه برعکس.
حالا شد دنبال چي هستم؟ اگر براي خودم مشخص کنم که اسلام ناب و انقلاب و جمهوري اسلامي را قبول دارم يا نه، خيلي از مشکلاتم حل خواهد شد .مي خواهم واقعيت را بپذيرم يا از ترس اينکه کم بياورم روي حرف خودم لجبازي کنم؟ اگر به جاي بخشي از گذشته و سوابق «که مهم هستند» به گذشته ننگرم و مهمتر از همه اگر ملاک من“ ميزان حال فعلي فرد است” باشد مساله براحتي حل خواهد شد.